
Thursday, April 17, 2008
Wednesday, April 2, 2008
سيزده بدر


چقدر سريع جواب داد... درست چند لحظه بعد از مراسم نمادين گره زدن سبزه ها و پرت كردن اونها به داخل رودخونه، سه عدد دختر دم بخت از اونور رودخونه رد شدن 

كودكانه
بوي عيدي، بوي توت، بوي كاغذ رنگي
بوي تند ماهي دودي وسط سفرهء نو
بوي ياس جا نماز ترمهء مادر بزرگ
با اينا زمستونو سر مي كنم
با اينا خستگيمو در مي كنم
شادي شكستن قلك پول
وحشت كم شدن سكهء عيدي از شمردن زياد
بوي اسكناس تا نخوردهء لاي كتاب
با اينا زمستونو سر مي كنم
با اينا خستگيمو در مي كنم
فكر قاشق زدن يه دختر چادر سياه
شوق يك خيز بلند از روي بته هاي نور
برق كفش جفت شده تو گنجه ها
با اينا زمستونو سر مي كنم
با اينا خستگيمو در مي كنم
عشق يك ستاره ساختن با دلك
ترس نا تموم گذاشتن جريمه هاي عيد مدرسه
بوي گل محمدي كه خشك شده لاي كتاب
با اينا زمستونو سر مي كنم
با اينا خستگيمو در مي كنم
بوي باغچه، بوي حوض، عطر خوب نذري
شب جمعه پي فانوس توي كوچه گم شدن
توي جوي لاجوردي هوس يه آب تني
با اينا زمستونو سر مي كنم
با اينا خستگيمو در مي كنم
.
.
شعر: شهريار قنبري
صدا: فرهاد
بوي تند ماهي دودي وسط سفرهء نو
بوي ياس جا نماز ترمهء مادر بزرگ
با اينا زمستونو سر مي كنم
با اينا خستگيمو در مي كنم
شادي شكستن قلك پول
وحشت كم شدن سكهء عيدي از شمردن زياد
بوي اسكناس تا نخوردهء لاي كتاب
با اينا زمستونو سر مي كنم
با اينا خستگيمو در مي كنم
فكر قاشق زدن يه دختر چادر سياه
شوق يك خيز بلند از روي بته هاي نور
برق كفش جفت شده تو گنجه ها
با اينا زمستونو سر مي كنم
با اينا خستگيمو در مي كنم
عشق يك ستاره ساختن با دلك
ترس نا تموم گذاشتن جريمه هاي عيد مدرسه
بوي گل محمدي كه خشك شده لاي كتاب
با اينا زمستونو سر مي كنم
با اينا خستگيمو در مي كنم
بوي باغچه، بوي حوض، عطر خوب نذري
شب جمعه پي فانوس توي كوچه گم شدن
توي جوي لاجوردي هوس يه آب تني
با اينا زمستونو سر مي كنم
با اينا خستگيمو در مي كنم
.
.
شعر: شهريار قنبري
صدا: فرهاد
عكس: خودم
Subscribe to:
Posts (Atom)